محیط خارجی می‌تواند تأثیر زیادی بر مغز و رفتار داشته‌باشد. اما حتی با وجود چنین تأثیرِ مهمی اغلب تأثیر محیط بر ما نادیده گرفته می‌شود. این مسئله با این موضوع تشدید می‌شود که انسان‌ها توانسته‌اند محیطشان را، به نحو مؤثری برای آسان‌تر کردن زندگی روزمره، به کار گیرند. بره و چارتراند (۱۹۹۹) معتقدند که گوشه‌ای از این غفلت ناشی از آن است که بخش بزرگی از رفتار انسان را پردازش‌های ناخودآگاه هدایت می‌کنند که به ما کمک می‌کنند رفتارمان در محیط را تنظیم کنیم. بخش دیگری از این غفلت ممکن است به دلیلِ تمایل ما به نادیده گرفتنِ عوامل موقعیتی/محیطی و اثرشان بر رفتار باشد. تحقیقاتی توسط ادوارد جونز و ویکتور هریس (جونز و هریس، ۱۹۶۷) پدیده‌ای اجتماعی-روانشناختی را کشف کرده که امروزه کاملاً شناخته‌شده است. این پدیده که خطای نسبی بنیادی نام دارد، چگونگی تمایل افراد به نادیده گرفتن اثر عوامل موقعیتی/محیطی هنگام ارزیابی رفتار دیگران را توصیف می‌کند. عامل موثر دیگری در این غفلت، سطح دشواری مطالعۀ محیط، با توجه به میزانِ اطلاعات موجود دربارۀ محیط خارجی است. با این همه، محیط، در شکل دهی مغز و رفتارِ ما را نقش بسیار مهمی به عهده دارد. نظریه‌هایی وجود دارند که نشان داده‌اند چگونه محیط می‌تواند بر رفتارِ ما اثر بگذارد. یکی از این نظریه‌ها، که نظریۀ بازیابی توجه (ART) نام دارد، با پژوهشی توسط کاپلان (۱۹۹۵) و کاپلان و برمن (۲۰۱۰) معرفی شده‌است که بر این باور است که تعامل با محیط طبیعی می‌تواند تأثیری شایسته بر پردازش‌های روانشناختی داشته باشد، به این طریق که مکانیسم‌های توجهی کل به جزء را در حال استراحت قرار می‌دهیم، و مکانیسم‌های توجهی جزء به کل را فعال می‌کنیم.

علوم اعصاب محیطی به ما این امکان را می دهد که بفهیم که چگونه محیط می‌تواند بر مغز و رفتارهایمان اثر بگذارد. این شاخه از علوم اعصاب پژوهش هایی در راستا با رشته‌های دیگر (مانند روان‌شناسیِ زیستی در حیوانات) و با استفاده از فناوری‌های مختلف (مانند ژنومیک و fMRI) انجام می‌دهد تا کشف کند که محیط به چه میزانی بر مغز و رفتارهایمان تأثیر می‌گذارد. معمولاً علوم اعصاب محیطی چهار بخش اصلی دارد. بخش اول با محیط درون رَحِمی و تأثیرش بر مغز ارتباط دارد. بخش دوم بر محیط مادری و تغییراتِ دیگر هنگام تحول که ممکن است بر مغز و رفتارها اثر بگذارد، تمرکز دارد. بخش سوم عوامل اپی‌ژنیک و چگونگی تأثیر عوامل محیطی بر بیان ژنِ یک اندامگان را بررسی می‌کند که بر تحول عصبی، روانشناختی، و رفتاری اثر می‌گذارد. در پایان، تأثیرات اجتماعی و محیط فیزیکی بر مغز و رفتار، بررسی می‌شود.